خلّاقیّت فیزیکدانی که نظریهای تازه میسازد با خلّاقیّت مهندسی که رباتی تازه طراحی میکند یکی نیست. اگر خودتان را آدمی نوآور میدانید، سؤال اصلی این است: نوآوری شما بیشتر از فکر و تحلیل میآید یا از آزمودن و ساختن؟ و این تفاوت شما را به کدام شغلها نزدیک میکند؟ در این مقاله چهار نوع استعداد و شش ترکیب هوش و کنش را از کتاب «آموزش و پرورش برای استعداد و تیزهوشی» نوشتهٔ دکتر ناصرالدّین کاظمی حقیقی توضیح میدهیم و میگوییم پژوهشها دربارهٔ هر کدام چه نشان میدهند.
پنج توانایی پایه و چهار نوع استعداد
در مدل این کتاب، هر کس تواناییهای خود را در یک زمینهٔ مشخص ارزیابی میکند، مثلاً در ریاضی، نقاشی یا مکانیک. این ارزیابی پنج بخش دارد: سه نوع هوش و دو نوع کنش. هوش یعنی شیوهٔ فهمیدن و یاد گرفتن؛ کنش یعنی شیوهٔ عمل کردن.
- هوش تحلیلی: پیدا کردن ریشهٔ مفهومها، تحلیل کردن، و دستهبندی و سازمان دادن مطالب.
- هوش تجربی: آزمودن دانستهها در عمل، کنجکاوی دربارهٔ مسئلههای مبهم، و یادگیری با دیدن و انجام دادن.
- هوش تحصیلی: یادگیری دقیق درسها و موفقیت در کلاس.
- کنش نوسودمندی: ساختن راهحل یا طرحی که هم تازه باشد و هم به کار بیاید.
- کنش وظیفهمندی: انجام دادن دقیق و درست کاری که به شما سپردهاند.
از ترکیب این پنج بخش، چهار نوع استعداد به دست میآید. هر کدام میانگین سادهای از چند بخش است:
- خلّاقیّت نظری = هوش تحلیلی + کنش نوسودمندی؛ یعنی چیز تازهای که از راه فکر و تحلیل ساخته میشود.
- خلّاقیّت عملی = هوش تجربی + کنش نوسودمندی؛ یعنی چیز تازهای که از راه آزمودن و ساختن به دست میآید.
- استعداد تحصیلی = هوش تحصیلی + کنش وظیفهمندی؛ یعنی یادگیری دقیق همراه با انجام درست و منظم کارها.
- خلّاقیّت = هوش تحلیلی + هوش تجربی + کنش نوسودمندی؛ یعنی نوآوریای که هم از فکر میآید و هم از تجربه.
این پنج بخش برداشت خود شما از تواناییتان است. پس نتیجه میگوید «شما خودتان را اینطور میبینید»، نه «شما این توانایی را دارید».
شواهدی که این دو خلّاقیّت را از هم جدا میکند
در پروژهٔ آمریکایی SMPY، پژوهشگران ۵۶۳ نفر را که در ۱۳ سالگی جزو نیم درصدِ بالای همسالان خود در آزمونهای استدلال بودند بیش از ۳۰ سال دنبال کردند. بعد دو گروه را مقایسه کردند: کسانی که در علوم و مهندسی مقالهٔ علمی منتشر کرده بودند (نمونهٔ خلّاقیّت نظری) و کسانی که فقط حق اختراع یا پتنت ثبت کرده بودند (نمونهٔ خلّاقیّت عملی). دو گروه در توانایی فضایی، یعنی تصور کردن شکل و حرکت اشیا در ذهن، تقریباً همسطح بودند. اما نویسندگان مقالههای علمی در ریاضی ۰٫۳۷ و در توانایی کلامی ۰٫۵۷ انحراف معیار بالاتر از دارندگان پتنت بودند. انحراف معیار یعنی واحدی که نشان میدهد نمرهها معمولاً چقدر از میانگین فاصله دارند. دارندگان پتنت در توانایی کلامی حتی پایینتر از میانگین همین گروه برگزیده بودند. یعنی نوآوری فنی و عملی الگوی توانایی خودش را دارد.
شخصیت هم همین را نشان میدهد. فایست نتیجهٔ دهها پژوهش را با هم ترکیب کرد و تفاوتها را با «اندازهٔ اثر» گزارش کرد، یعنی فاصلهٔ دو گروه بر حسب انحراف معیار. دانشمندان خلّاقتر نسبت به دیگر دانشمندان کمی گشودهتر به تجربه، یعنی مشتاقتر به ایدههای تازه، بودند (۰٫۳۱). هنرمندان گشودهتر از دیگران بودند (۰٫۴۷) و در وجدانکاری، یعنی نظم و مسئولیتپذیری، پایینتر (۰٫۴۹). اما دانشمندان بهطور کلی حدود نیم انحراف معیار وجدانکارتر از غیردانشمندان بودند. پس نوآوری در علم بیشتر از نوآوری در هنر با نظم همراه است.
کافمن هم در آزمون ۵۰ سؤالی خود برای خلّاقیّت در پنج حوزه، خلّاقیّت «دانشپژوهانه» را از خلّاقیّت «مکانیکی و علمی» جدا کرد. این همان مرزی است که کتاب میان خلّاقیّت نظری و خلّاقیّت عملی میکشد.
ردپای هر نوع استعداد در اطلاعات شغلی
O*NET پایگاه اطلاعات مشاغل وزارت کار آمریکاست. این پایگاه برای نزدیک به هزار شغل نشان میدهد هر توانایی، مهارت یا ویژگی کاری با عددی از ۰ تا ۱۰۰ چقدر در آن شغل اهمیت دارد. عددهای زیر همین نمرهها هستند.
خلّاقیّت نظری
این نوع جایی دیده میشود که سه چیز با هم بالاست: «تفکر خلّاق»، «تحلیل داده و اطلاعات» و مهارت «علوم». فیزیکدانها در تحلیل داده ۹۸ و در علوم ۹۷ میگیرند. بیوشیمیدانها و بیوفیزیکدانها در تفکر خلّاق ۹۴ و در تحلیل داده ۹۹ دارند و ریاضیدانها در تفکر خلّاق ۹۳. اقتصاددانها (۹۸) و آمارشناسها (۹۹) هم در تحلیل داده بالا هستند.
خلّاقیّت عملی
اینجا «ابتکار»، یعنی رسیدن به ایدههای غیرمعمول و هوشمندانه، کنار دو مهارت فنی میآید: «طراحی فناوری»، یعنی ساختن یا تغییر دادن ابزار و فناوری برای نیاز کاربر، و «عیبیابی»، یعنی پیدا کردن علت خطا و تصمیم دربارهٔ رفع آن. مهندسان رباتیک در ابتکار ۷۲ و در طراحی فناوری ۶۰ میگیرند و مهندسان ساخت و تولید در طراحی فناوری ۶۶. مهندسان خودرو و طراحان صنعتی (ابتکار ۷۲)، توسعهدهندگان نرمافزار (طراحی فناوری ۶۰) و طراحان بازیهای ویدیویی (تفکر خلّاق ۹۸) هم در همین خانوادهاند. این دو مسیر حتی در میان مهندسان از هم جدا میشوند. مهندسان هستهای، شیمی و مواد در فهرست بالای «علوم» دیده میشوند و مهندسان ساخت و تولید، رباتیک، پزشکی و خودرو در فهرست بالای «طراحی فناوری». فقط مهندسی هوافضا در هر دو فهرست هست.
استعداد تحصیلی
این نوع به «منطقهٔ شغلی» ۴ و ۵ نزدیک است، یعنی شغلهایی که معمولاً مدرک کارشناسی یا بالاتر میخواهند. این شغلها در مهارت «راهبردهای یادگیری»، یعنی انتخاب و به کار بردن روشهای آموزش، و در ویژگی «قابلاعتماد بودن»، یعنی مسئولیتپذیری و ثبات در انجام تعهدها، بالا هستند. معلمان دبستان در راهبردهای یادگیری ۸۱ میگیرند و استادان حقوق ۸۸. پزشکان، پرستاران، وکیلان و حسابداران هم به این خانواده نزدیکاند، چون هم آموزش طولانی میخواهند و هم دقت بالا.
خلّاقیّت کلی هر دو مسیر را با هم دارد، مثل معماری که تفکر خلّاق (۹۰) و ابتکار (۷۵) هر دو در آن بالاست.
شش ترکیب هوش و کنش
کتاب خوانش دقیقتری هم دارد: در هر زمینه کدام هوش و کدام کنش در شما غالب است. از سه هوش و دو کنش، شش ترکیب به دست میآید. جدول زیر برای هر ترکیب چند شغل نمونه از رتبهبندیهای O*NET نشان میدهد.
| ترکیب | یعنی | شغلهای نمونه |
|---|---|---|
| نوسودمندی تحلیلی | ایدهٔ تازه از راه تحلیل و نظریه | فیزیکدان، ریاضیدان، بیوشیمیدان، اقتصاددان |
| نوسودمندی تجربی | طرح تازه از راه آزمودن و ساختن | مهندس رباتیک، مهندس ساخت و تولید، طراح صنعتی، طراح بازی ویدیویی |
| نوسودمندی تحصیلی | نوآوری در آموزش و برنامهٔ درسی | استاد دانشگاه در رشتههای مهندسی، استاد هنر و نمایش و موسیقی، کارشناس طراحی برنامهٔ آموزشی |
| وظیفهمندی تحلیلی | تحلیل دقیق با قاعدههای سختگیرانه | آمارشناس، کارشناس محاسبات بیمه، کارشناس کشف تقلب مالی، متخصص بیهوشی |
| وظیفهمندی تجربی | کار عملی که روش درست در آن حیاتی است | کنترلکنندهٔ ترافیک هوایی، خلبان، بازرس فنی هواپیما، لوکوموتیوران |
| وظیفهمندی تحصیلی | یادگیری و آموزش منظم و دقیق | معلم دبستان، معلم دورهٔ اول دبیرستان، استاد حقوق، پرستار مراقبتهای ویژه |
دو ترکیب اول همان خلّاقیّت نظری و عملیاند و ترکیب آخر همان استعداد تحصیلی.
نوآوری و وظیفهمندی ضد هم نیستند
کتاب در هر زمینه یک کنش غالب را نام میبرد: یا نوسودمندی یا وظیفهمندی. یافتهٔ فایست دربارهٔ هنرمندان هم این تصور را تقویت میکند که نوآوری و نظم کمتر با هم جمع میشوند. اما اطلاعات شغلی چیز دیگری هم نشان میدهد. کارآگاهان و بازرسان جنایی در تفکر خلّاق ۹۳، در تحلیل داده ۹۴ و در قابلاعتماد بودن ۹۸ میگیرند. متخصصان بیهوشی (تحلیل داده ۹۳) و مهندسان هستهای (علوم ۷۸) هم در قابلاعتماد بودن به سقف نزدیکاند. پس شغلهایی هستند که هر دو کنش را با هم میخواهند.
باید منصف باشیم: نمرهٔ قابلاعتماد بودن در صدها شغل نزدیک ۹۸ است و بهتنهایی شغلها را خوب از هم جدا نمیکند. با این حال، به نظر ما بهتر است نام ترکیب برای توصیف سبک شما به کار برود، ولی در طرف شغلها نوآوری و وظیفهمندی دو محور جدا دیده شوند. اگر این دو کنش در شما نزدیک به هم باشند، شغلهایی که هر دو را میخواهند هم برای شما معنی دارند.
شغلهای نمونهٔ این مقاله را خود ما از رتبهبندیهای O*NET انتخاب کردهایم. هنوز هیچ گروه متخصصی آنها را تأیید نکرده است و اطلاعاتی از مراجعان ایرانی نداریم که نشان دهد مثلاً کسی با نوسودمندی تجربی بالا در طراحی مهندسی موفقتر یا راضیتر است. اطلاعات O*NET از بازار کار آمریکا آمده است. پژوهشی هم پیدا نکردیم که شغلها را مستقیماً به دو خوشهٔ «نظری» و «عملی» تقسیم کرده باشد؛ این تقسیم داوری ما از کنار هم گذاشتن این اطلاعات و پژوهشهای بالاست. هنوز هنجار فارسی هم برای این نوعهای استعداد نداریم؛ هنجار یعنی نمرههای یک گروه بزرگ مرجع که بتوان نمرهٔ هر نفر را با آن مقایسه کرد.
آنچه برای شما معنی میدهد
- اگر خودتان را نوآور میدانید، بپرسید نوآوریتان از تحلیل و نظریه میآید یا از آزمودن و ساختن. این دو به خانوادههای شغلی متفاوتی اشاره میکنند.
- دقت و وظیفهشناسی نقطهٔ ضعف یک آدم خلّاق نیست. بعضی شغلها دقیقاً همین ترکیب را میخواهند.
- نوع استعداد برچسب یا حکم نیست. فقط نشان میدهد جستوجو را از کدام خانوادهٔ شغلی شروع کنید.
- استعداد را کنار علاقه بخوانید، نه به جای آن. علاقههای شغلی خود را میتوانید با آزمون شغلی استعدادیاب رایگان بشناسید و نتیجه را با یک مشاور در میان بگذارید. روش کار در صفحهٔ روش علمی آمده است.
منابع
- Kell, H. J., Lubinski, D., Benbow, C. P., & Steiger, J. H. (2013). Creativity and technical innovation: Spatial ability's unique role. Psychological Science, 24(9), 1831–1836. https://www.gwern.net/doc/iq/high/smpy/2013-kell-2.pdf
- Feist, G. J. (1998). A meta-analysis of personality in scientific and artistic creativity. Personality and Social Psychology Review, 2(4), 290–309. https://www.gwern.net/doc/psychology/personality/1998-feist.pdf
- Kaufman, J. C. (2012). Counting the muses: Development of the Kaufman Domains of Creativity Scale (K-DOCS). Psychology of Aesthetics, Creativity, and the Arts, 6(4), 298. https://edinstruments.org/node/529
- National Center for O*NET Development (2026). Thinking Creatively (4.A.2.b.2). O*NET OnLine. https://www.onetonline.org/find/descriptor/result/4.A.2.b.2
- National Center for O*NET Development (2026). Originality (1.A.1.b.2). O*NET OnLine. https://www.onetonline.org/find/descriptor/result/1.A.1.b.2
- National Center for O*NET Development (2026). Analyzing Data or Information (4.A.2.a.4). O*NET OnLine. https://www.onetonline.org/find/descriptor/result/4.A.2.a.4
- National Center for O*NET Development (2026). Science (2.A.1.f). O*NET OnLine. https://www.onetonline.org/find/descriptor/result/2.A.1.f
- National Center for O*NET Development (2026). Technology Design (2.B.3.b). O*NET OnLine. https://www.onetonline.org/find/descriptor/result/2.B.3.b
- National Center for O*NET Development (2026). Learning Strategies (2.A.2.c). O*NET OnLine. https://www.onetonline.org/find/descriptor/result/2.A.2.c
- National Center for O*NET Development (2026). Dependability (1.D.3.c). O*NET OnLine. https://www.onetonline.org/find/descriptor/result/1.D.3.c
- National Center for O*NET Development (2026). Job Zones. O*NET OnLine Help. https://www.onetonline.org/help/online/zones
این مقاله را گروه پژوهش استعدادیاب نوشته است؛ تاریخ: مهر ۱۴۰۵.