تصميمگيري و هويّت شغلي

اگر هويت شغلي از يك موقعيت ممتاز در امر رضايت شغلي و بهره وري سازماني برخوردار است، به نوبه خويش از خاستگاه هايي نشأت مي گیرد كه بايد به آنها نيز توجه شود. از جمله اين خاستگاهها، حوزه تصميمگيري است؛ گذشته از آن كه به خودي خود، تصميمگيري، يك مبحث روان شناختي برجسته اي به شمار مي آيد كه نياز به بررسيهاي تخصصي بيشتري دارد؛ امّا پيوند تصميمگيري با هويت شغلي از طريق فرآيند مشاوره به منزله يك موضوع بسيار جديد در روان شناسي سازمان، بسیار كم مورد بررسي قرار گرفته است.
مشاوران شغلي بي ترديد از جايگاه منحصر به فردي در توسعه سازمان و جريان مديريت برخوردارند؛ امّا به نوبه خود نيازمند تقويت و بهسازي هويت شغلي خويشند كه ثمرات درخشان آن در ارتقاي فعاليتهاي سازماني و محيطهاي شغلي و صنعتي بروز خواهد كرد.
لذا در اين فصل بررسي ويژه اي در تصميمگيري و هويت يابي شغلي با تأكيد بر نقش مشاور، ارائه مي گردد.
تصميمگيري به منزله فرآيند و جريان انتخاب يك گزينه از ميان چند گزينه، در متن و محور زندگي هر انسان صاحب اختياري جاي دارد. اگر فردي در چنين جرياني دچار آسيب شود، نياز به همياري براي تصميمگيري خواهد داشت. قلمرو شغلي، يكي از مهمترين حوزه هاي تصميمگيري را تشكيل مي دهد. در اين قلمرو، فرد در آستانه انتخاب كار مناسب قرار دارد. ولي تصميمگيري براي گزينش يك كار و يا شغل شايسته، نياز به وجود زمينه اي داردكه به آن «آمادگی براي تصميم» مي گوييم.
شخصي كه از آمادگي كافی براي تصميمگيري شغلي برخوردار نيست، در واقع در شرايط بي عزمي و يا ترديد شغلي قرار دارد. مراد از آمادگي براي تصميمگيري شغلي، مهيا بودن شرايط شناختي، نگرشي، شخصيتي، انگيزشي و حتي جسماني ويژه است. وجود توانمندي ذهني مناسب، از اطلاعات وآگاهيهاي كافی، باور مثبت، خصايص رواني مساعد، تمايل و رغبت دروني و آمادگي بدني، به مهيا بودن اين شرايط، ياري مي هند و آمادگي براي تصميمگيري شغلي را تقويت مي كنند.
نقش هويّت شغلي
يكي از عوامل بسيار مهم و حياتي در پديدآيي و شكل گيري آمادگي براي تصميمگيري شغلي، وجود «هويت شغلي» روشن و نيرومند است؛ گرچه بايد متذكّر شد كه ساختار هويت شغلي هنوز از لحاظ مفهوم پردازي نياز به بازنگري اساسي دارد: «اريكسون به عنوان پدر ساختار هويت شناخته شده است؛ اما تاكنون هيچ كس در دستوربندي سازه هويت توفيقي نداشته است. (پس ضرورت دارد تا ساختار هويت شغلي از لحاظ جنبه هاي تحولي و كاربردي مورد بازنگري قرار گيرد)»79.
با اين حال، هويت شغلي رابطه و همبستگي قابل ملاحظه اي با تصميمگيري شغلي نشان مي دهد؛ چنان كه مطالعات بيان مي دارند:
«در يك پژوهش اثرات موقعيت هويت شغلي بر روي پيامدهاي اقدام به تصميمگيري شغلي در ميان دانشجويان، مطالعه شد. شصت دانشجو مشمول يك فعاليت مشاوره شغلي گروهي بر اساس ساختار هويت شغلي «هالند» قرارگرفتند. شركت كنندگان در اين دوره مشاوره اي و دانشجوياني كه واجد هويت عالي بودند، در مقايسه با گروه گواه داراي هويت پايين، تصميمگيري بيشتري انجام دادند؛ اما نسبت به اعضاي گروه ناهمگن، رضايت كمتري داشتند»83.
نظريه پردازان و پژوهشگران براي پديدآيي و رشد هويت خود، مراحل ويژه اي را برشمردند. بر اساس يكي از رايجترين ساختارها، هويت شخصي بر اساس پنج مرحله رشد مي يابد: اطمينان، خودمختاري، ابتكار، تلاش و هويت.
بررسيهاي گسترده تر نشان مي دهند كه رابطه عناصر مؤثّر در رشد هويت، با آمادگي براي تصميم، يكسان و برابر نيست؛ بلكه حتّي برخي از اين عوامل، مستقل از آمادگي تصميمگيري هستند: «در يك تحقيق، رابطه ميان رشد هويّت خود و انواع عدم تصميمگيري شغلي در ميان چهارصد و بيست و سه دانشجوي روان شناسي (هجده تا بيست و شش ساله) از پنج دانشگاه و مدرسه عالي بررسي شد. اين دانشجويان، هنوز تصميم براي انتخاب شغل نداشتند. آنها بر اساس نمراتشان در «فهرست شغلي» به چهار گروه تقسيم شدند:
1) آماده براي تصميمگيري
2)بي تصميمي از لحاظ رشد
3)اضطراب انتخاب
4) بي تصميم مزمن و كهنه
روشهاي تحليل پراش (واريانس) براي بررسي روابط هويّت در چهار گروه، مورد استفاده قرار گرفت. نتايج، آشكار ساخت كه نمرات گروه آماده براي تصميمگيري به طرز معناداري براي عناصر اطمينان، تلاش و هويّت خود بالاتر از گروهي بود كه در شرايط عدم تصميمگيري براي شغل قرار داشتند. همچنين اين گروه بالاترين نمره را در خودمختاري داشتند.
از لحاظ ابتكار، هيچگونه تفاوتي ميان نمرات دو گروه آماده براي تصميمگيري و بي تصميم از لحاظ رشد، به دست نيامد»20.
نقش مشاوره در هويّت شغلي
پديدآيي و شكل گيري هويّت شغلي به وجود عوامل مختلفي بستگي دارد و تحت تأثير شرايط خاصّي است؛ خصايص و ويژگيهاي خانواده، فضا و شرايط اجتماعي، و نيز نوع خودباوري فرد از جمله تعيين كننده هايي هستند كه برخي از پژوهشها، خاطرنشان كرده اند:
«بر اساس يك كاوش، پيرامون تلاش و تقلّاي دانشجويان «پورتوريكويي» براي كسب هويّت و نفوذ، يك مطالعه نژاد شناختانه انجام گرفت و آشكار شد كه رابطه نيرومندي ميان خانواده، جامعه و خودباوري به عنوان متغيّرهاي تعديلي در رشد يك برداشت شخصي از شغل، بهبود شغلي متعاقب آن و جريانهاي تصميمگيري وجود دارد»32.
بر اين اساس تأثير هر عاملي بر روي هويّت شغلي و رشد حرفه اي و نيز تصميمگيري، بستگي به شرايط خانوادگي، اجتماعي و خودباوري فرد دارد.
بي ترديد يكي از اين عوامل بنيادين، مشاوره شغلي است. مشاوره و راهنمايي شغلي و حرفه اي را از دو طريق مي توان انجام داد: انفرادي و گروهي. در هردو شيوه، هدف آن است كه هويّت شغلي فرد، تكوين يابد و تقويّت شود.
در روش گروهي، اسلوبهاي گوناگوني به كار مي رود. به شرط همگن بودن اعضا و محدوديت كمي آنها، با هدف گسترش و بهسازي و پرورش هويّت شغلي، تجارب پژوهشي متعدّد به كار رفته است: «در جهت رشد هويّت شغلي دانشجويان، يك اقدام مشاوره شغلي گروهي انجام يافت و از اعضا درخواست شد تا مقالاتي تحقيقي و پژوهشي پيرامون آگاهي از منابع، استفاده از منابع و مراجع در دسترس، نقشهاي زندگي، ارزشها، خودآگاهي و اختيار فراهم آورند و سپس مباحثي را درباره مسأله بلوغ و هويّت حرفه اي منعقد ساختند و سرانجام طرحهاي عملي براي كار بر اساس قابليّتها و ضعفهاي شناسايي شده خود، تنظيم نمودند»8.
بنابراين يك اقدام مشاوره گروهي فعّالانه در حوزه شغلي، اگر بتواند به دانش افزايي حرفه اي، جوان و نيز خوديابي وي كمك كند، هويّت شغلي اش را نيز بهبود مي بخشد؛ چنان كه شناخت واقع بينانه نقشهاي زندگي و نظام ارزشي و نگرشي و حلّ و درك مسأله اختيار فردي و حدود خاصّ آن براي هر فرد، به رشد اين هويّت ياري مي دهد.
به نظرمي رسد كه مشاوره شغلي از طريق تقويت خودباوري به بهسازي هويّت حرفه اي شخص مي انجامد؛ همانگونه كه پژوهش پيشين نيز به نقش تعديلي خودباوري در هويّت شغلي، تأكيد داشت.
با اين توضيح، مشاوره و راهنمايي شغلي و حرفه اي (انفرادي و گروهي) يكي از مؤثّرترين و معتبرترين اسلوبها در پديدآيي و بهسازي هويّت شغلي به شمار مي آيد.
هويّت شغلي
بي شك، تأثيربخشي و سودمندي يك فعاليّت مشاوره شغلي (و از جمله مشاوره گروهي) به وجود مشاور با كفايت، كارآمد و داراي هويّت شغلي نيرومند و استوار بستگي دارد.
احساس و برداشتي كه يك مشاور از هويّت تخصّصي خود دارد، مي تواند در هويّت شغلي او مؤثّر باشد. مشاوره به معناي اصطلاحي، فعاليّتي است كه علاوه بر مشاوران، در ميان روان شناسان و مربّيان نيز گسترش دارد و به نوبه خود گروههاي شغلي ويژه اي را در حوزه هاي همجوار فراهم آورده است. روان شناس، مشاور و مربّي مشاور نيز در كنار گروه شغلي شناخته شده مشاور، به فعاليّت مشابه مي پردازند.
امّا آيا احساس هويّت تخصّصي اين سه گروه شغلي، يكسان و مشابه است و يا تفاوت دارد؟ در يكي از مطالعات، اين تفاوت هويّتي مورد بررسي قرار گرفت: «احساس هويّت تخصّصي در ميان مشاوران و روان شناسان مشاور و مربّيان مشاور در كشور «كانادا» كاوش گرديد. يافته ها نشان دادند كه گرچه سه گروه شغلي، در تعريف روان شناسي مشاوره توافق داشتند؛ امّا تفاوتهاي قابل ملاحظه اي ميان برداشتها و نحوه فعاليّت آنها به چشم مي خورد»33.
آنچه كه هويّت تخصّصي مشاور را متفاوت مي كند، نوع نگرش و نحوه فعاليّت و عملكرد وي است. هويّت تخصّصي مشاور، پيوند نزديكي با هويّت شغلي وي دارد؛ لذا كيفيت نگرش و كاركرد مشاور مي تواند بر روي هويّت شغلي اش اثر بگذارد. از سوي ديگر چنان كه برخي از مطالعات تأكيد داشته اند، رابطه تنگاتنگي ميان هويّت شغلي و هويّت فردي مشاور وجود دارد:
«عملكرد پيشه اي مشاوران و پژوهشگران براي لحاظ رشد شغلي به منزله يك عنصر كليدي در مفهوم پردازي سلامت و بهزيستي، مورد ترغيب قرار مي گيرد. براي آغاز همياري به مراجعان در نيل به اين جنبه از سلامت تخصّصي (شغلي)، يك اقدام ضروري و حياتي محسوب مي شود كه بايد از طريق يكپارچگي ميان هويّت شغلي و فردي تحقّق پذيرد»26.
با اين توضيح به اندازه استواري و نيرومندي هويّت شغلي و تخصّصي مشاور و يكپارچگي آن به هويّت فردي اش، راهنمايي و مشاوره حرفه اي مراجعين، ميسّر و مؤثّر مي شود؛ يعني هرگونه تزلزل و ناپايداري در هويّت شغلي مشاور، شايستگي وي را براي خدمات راهنمايي حرفه اي به ديگران، زير سؤال خواهد برد و نيز تعارض ميان هويّت شغلي و هويّت فردي وي بر اين ترديد در خدمات رساني مي افزايد.
اين امر يك شرط لازم براي كليه كساني است كه به امر مشاوره شغلي مي پردازند و ديگران را راهنمايي حرفه اي مي كنند؛ حتّي اگر تخصّص مشاوره اي متفاوتي داشته باشند (مشاور، روان شناس مشاور، يا مربّي مشاور) و نيز حتّي اگر از نحوه فعاليّت و نوع نگرش و برداشت مختلفي برخوردار باشند.
با بيان فوق، ميزان آمادگي براي تصميمگيري مراجع بستگي تامّ و مستقيم به يكپارچگي و استحكام هويّت شغلي و تخصّصي مشاور دارد. لذا مشاوران شغلي بيش از سايرين به بهسازي و استواري هويّت حرفه اي خود نياز دارند.