امنیت شغلی

امنیت شغلی یکی از انتظارات و خواسته های  اساسی هر صاحب حرفه و شاغلی است که اگر برآورده شود، موجب خوشنودی و رضایت شغلی وی خواهد شد.

مراد از امنیّت شغلی، وجود شرایط و زمینه‌هایی است که آینده حرفه‌ای فرد را مشخص و روشن می‌کنند و تا هنگامی که وی به پیشه مشخصی مشغول است، آرامش روانی و آسایش خاطرش را فراهم آورد.

با توجه به این  معنا، احساس نا‌امنی فرد در قبال شغل و پیشه‌اش، به طور کلی نارضایتی و  ناخشنودی وی را از آن شغل، به همراه دارد و اگر خوشنودی شغلی را یکی از  اجزای اصلی رضایت از زندگی بدانیم، احساس ناامنی مزبور، باعث نارضایتی  کلی از زندگی خواهد شد.

پیامدهای ناامنی شغلی

تازه‌ترین دستاوردهای پژوهشی و علمی بر چهار پیامد وخیم و نا گوار نا‌امنی شغلی تأکید کرده‌اند:

  1. ناراحتی های عصبی، یکی از ثمرات تشویش و نگرانی شغلی، بروز برخی ناراحتیها و اختلالات عصبی است.
  2. حوادث و سوانح، تشویش و نگرانی شغلی، شرایط را برای بروز حوادث و سوانح غیر مترقبه و دور از انتظار فراهم می کند. چنان که برخی از مطالعات نشان داده اند، یکی از علل  سوانح و حوادث جاده ای و حمل و نقل، وجود نگرانی، بیقراری و یا تشویش  رانندگان وسایل ترابری سنگین نسبت به شغل آنها است.
  3. مصرف مواد الکلی، استعمال مواد اعتیاد زا و زیانبار؛ یکی از پیامدهای اسف بار نگرانیها و تشویشهای شغلی است.
  4. بروز بیماریهای قلبی، یکی  از نتایج نا مطلوب تشویشها و دغدغه های شغلی، بروز بیماریهای قلبی و عروقی  است. به نظر می رسد که آسیب پذیری جسمانی افرادی که در تشویش شغلی بسر  میبرند، نسبت به بیماریهای تهدید کننده جدّی و بیشتر است.

ناراحتی‌های عصبی، اعتیاد به مواد زیان آور، حوادث و سوانح رانندگی، بیماریهای  قلبی و عروقی، از مهمترین آسیبهای مهلک و نابود کننده برای افراد جامعه به  شمار می‌آیند که کسی در آن، تردیدی ندارد. با توجه به محتویات پژوهشهای  فوق، تشویش و نا آرامی شغلی، عامل قابل ملاحظه ای در بروز آسیبهای یاد شده  قلمداد می شوند؛ به عبارت دیگر، تشویش شغلی از جمله جنبه های تهدید کننده بهداشت روانی و اجتماعی است.

با  این توضیح اگر حرفه و یا پیشه فرد، آرامش وی را فراهم کند، این امر  پیامدهای سودمند و قابل ملاحظه فردی و اجتماعی دارد: آرامش و تعادل روانی  فرد، سلامتی جسمانی وی، پیشگیری از اعتیاد به مواد زیان آور، پیشگیری از  حوادث و سوانح رانندگی و کاهش میزان مرگ و میر ناشی از آن در سطح جامعه.

از  این رو، برآورده کردن امنیت شغلی پیشه وران و کارکنان و صاحبان حرفه‌های  گوناگون، یکی از سیاستها و تدابیر اساسی در پیشگیری از آسیبهای فردی و  اجتماعی و گسترش بهداشت روانی و رضایت از زندگی است.

  • سیاستگذاران و اندیشمندان مسائل اجتماعی لازم است به نقش تشویش شغلی در اعتیاد به مواد زیان آور و نیز حوادث و سوانح توجه کنند.
  • دست اندرکاران بهداشت روانی باید اهمیت دغدغه و نگرانی حرفه ای را در بروز ناراحتیها و آزردگی های عصبی مدّنظر قرار دهند.
  • مسؤولان بهداشت جسمانی و سلامتی عمومی باید از تأثیر شغلی در افزایش بیماریهای قلبی و عروقی آگاه باشند.

عوامل امنیت شغلی

1. سبک مدیریت

برخی  شیوه های مدیریتی و سرپرستی، نگرانی و بیقراری فرد را در محیط شغلی افزایش  می دهد. احساس اجبار فرد در محیط کار، نظارت دقیق و شدید نسبت به کارکنان  از جانب مدیران، تمرکز تصمیمگیری در رأس و عدم تفویض اختیار در اتخاذ تصمیم  به کارکنان، شرایطی است که باعث تشویش شغلی می شود.

پس  از هر وضعیّت سازمانی و اداری که شاغل، احساس اجبار نکند و در امر  تصمیمگیری، آزادی عمل داشته باشد، آرامش و امنیت شغلی وی افزایش خواهد  یافت.

چنین ملاحظاتی در امر اداره یک  تشکیلات، بستگی به سبک و شیوه ای دارد که یک مدیر اتخاذ می کند. مدیرانی که  در شیوه سرپرستی خود به زیر دست، اختیارات بیشتری تفویض می کنند و به او  در امر تصمیمگیری، آزادی عمل می دهند، بالطبع، نظارت سختگیرانه ای ندارند،  پس در چنین شرایطی امنیت و آرامش شغلی بیشتری در میان کارکنان فراهم می  آید.

2. حمایت و تشویق محیطی

با افزایش پشتیبانی و تشویق محیطی، امنیت و آرامش شغلی برای فرد فراهم می‌آید. روابط اجتماعی نیرومند و گرم میان کارکنان و روابط همکاران در یک محیط سازمانی و پشتیبانی آنها از یکدیگر، حمایت محیطی را بیشتر می‌کند و از این طریق باعث ازدیاد امنیت شغلی و رضایت حرفه‌ای می‌گردد.

برّرسی‌ها آشکار میکند که اگر یک کارمند و شاغل احساس کند که به اندازه کافی از تشویق و حمایت محیط همکاری و اداری برخوردار نیست و شرایط  ترغیب کننده ای وجود ندارد، احساس نا امنی می کند و در او تشویش شغلی ایجاد  می شود.

همچنین هرگاه در شرایط بحرانی و ناگواری که به یک کارمند دست می‌دهد، وی انتظار دارد که مورد پشتیبانی و  تحت حمایت همکاران و سرپرست خود قرار گیرد. حال اگر با احساس بی تفاوتی و سردی آنها رویارو شود، دچار عدم امنیت شغلی خواهد شد.

پس حمایت محیطی و پشتیبانی سازمانی حداقل سه اثر عمده را در امنیت شغلی دارد:

  • افسردگی ناشی از شرایط کار را برطرف می کند و یا کاهش می دهد،
  • احساس سختی و  دشواری شغلی را پایین می آورد
  • و با کم کردن فشار شغلی، آرامش روانی را  ایجاد می کند.

به نظر می رسد که در این امر، عوامل جنسیت و نژاد دخالت  دارند؛ یعنی نیاز زنان سفید پوست به حمایت محیطی بسیار تعیین کننده است؛  ولی حمایت سازمانی ادراک شده، مستقل از مفاهیم ارتباطی است.

حمایت اجتماعی علاوه بر این در کنار موضع درونی نظارت و چالش شغلی موجب خوشنودی  فرد می شود. کسانی که از فعّالیّت و تکاپوی شغلی برجسته‌ای برخوردارند، در  شرایطی احساس خوشایندی و خوشنودی می کنند که از حمایت اجتماعی کافی و موضع  درونی نظارت بهره مند باشند.

3. عوامل عاطفی

روابط  گرم و صمیمانه در یک محیط شغلی، میان کارفرما و کارمند و همکاران با  یکدیگر، امنیّت شغلی را افزایش می دهد. اضطراب و نگرانی، پراکندگی ذهنی در  انجام کار، و به طور کلی زندگی ناگوار و نا خوشایند، در امنیت و آرامش شغلی  نیز تأثیر می گذارند.

بر  اساس این پژوهش، تأثیر روابط عاطفی منفی بر رضایت شغلی بستگی به نگرش فرد  در باره محیط شغلی دارد. اگر محیط شغلی برای کارمند، نا مطلوب باشد، وضعیت  عاطفی منفی اثر می گذارد و نارضایتی می آورد و اگر محیط مزبور جذّاب و  خوشایند باشد، وضعیت عاطفی منفی، نقضی در رضایت شغلی ندارد.

با  توجه به محتویات بررسیهای فوق، محیط شغلی اضطراب زا که احساس درماندگی،  فلاکت  بیچارگی را در کارمند ایجاد می کند، منجر به پراکندگی ذهنی در انجام  وظایف نیز می شود؛ یعنی یک شاغل قادر نیست در چنین فضایی به خوبی از عهده  انجام فعالیت های حرفه ای خود بر آید؛ به ویژه فعالیت هایی که نیاز به  تمرکز قوای ذهنی دارند. در نتیجه چنین امری، عدم کفایت شغلی، رکود، سستی، و  اهمال در انجام وظایف نمود می یابد. علاوه بر آن در ذهن فرد کارمند، یک  احساس نا کامی شغلی را پدید می آورد؛ احساس مزبور، نارضایتی شغلی را به  همراه خواهد داشت و به طور کلی زندگی نیز ناگوار و نا خوشایند خواهد شد.

میزان  تشویش شغلی کارمند، بستگی به ویژگی های شخصیتی او نیز دارد. کسانی که از  لحاظ شخصیتی، ذاتاً افراد مضطرب و نگرانی هستند، زمنیه تشویش پذیری بیشتری  نیز در زندگی حرفه ای خود خواهند داشت. بنا بر این، کارهایی که اصولاً  همراه با مقتضیات نگران گننده، خطرناک و اضطراب زایی هستند، تشویش و بیم و  هراس بیشتری را درمیان این گروه ایجاد می کنند. با این توضیح، به نظر می  رسد که لازم است پیش از استخدام و تفویض برخی وظایف شغلی به اشخاص، خصایص  شخصیتی آنها مورد سنجش و تشخیص قرار گیرد.

4. اعتبار اجتماعی

یکی  از عواملی که باعث امنیّت و آرامش شغلی کارمندان می شود، احساس اعتبار  اجتماعی آنهاست. در هر شرایطی که یک شاغل احساس کند که از اعتبار، منزلت و  تشخص اجتماعی ارزشمندی برخوردار است، آرامش شغلی خواهد یافت. برای ایجاد  امنیت و آرامش شغل، باید فضای حرفه ای را طوری فراهم کرد که کارکنان، احساس  کنند از هویت فردی معتبر و ویژه ای بهره مندند. برخی موقعیتهای شغلی،  اعتبار و هویت فردی کارکنان را تهدید می کنند تا جایی که هر یک از کارمندان  تصوّر می کنند که از اعتبار خاصّی در میان همکاران و به طور کلی محیط  انسانی سازمان و یا محل کار برخودار نیستند؛ چنین موقعیتهایی موجب عدم  آرامش شغلی و در پی آن نارضایتی حرفه خواهند شد.

موقعیتها  و فضاهای شغلی که احساس اعتبار اجتماعی را درمیان کارکنان افزایش می دهند،  در واقع به تقویت عزّت نفس شغلی آنها کمک می کند. هر کارمند و شاغلی کم و  بیش به عزّت نفس شغلی نیاز دارد. پس تقویت و بهبود این احساس و تصوّر، به  ویژه در میان افراد متخصص، نخبه و خبره، از حیث افزایش کارآیی و بهره وری  سازمانی، بسیار سودمند است. بر اساس برخی پژوهشها، یکی از عوامل مرتبط با  عزّت نفس شغلی، پدیده یکنواختی لباس و پوشش است که نتایج متفاوتی از حیث  جنسیت و سنّ کارکنان در بر داشته است

بر اساس این  پژوهش، نقش یکنواختی پوشش در اعتبار اجتماعی و عزّت نفس کارگران، بستگی به  دو عامل جنسیّت و سن دارد و رابطه مستقیم مطلقی نمی توان قائل بود.  یکنواختی لباس، عزّت نفس مردان زیر سی و پنج سال را کاهش می دهد و در آنها  احساس سختی و فشار شغلی را بیشتر می کند؛ اما این امر، باعث کاهش عزّت نفس  زنان بالای سی و پنج سال می شود و همراه با افزایش احساس سختی و فشار شغلی  در این مقطع سنّی است.

با این بیان،  عواملی که باعث تغییر عزّت نفس شغلی کارکنان می شود، در دو جنس، متفاوت  است؛ چنان که تأثیر پذیری عزّت نفس شغلی در سنین مختلفن نیز تفاوت دارد.